نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 توسط اندیشه
خ.م.۱:نمی دونم اون موقع که منم کنکور داشتم برادر گرامم همین حسه الان منو داشت؟
حسه این که خودش کنکور داره؟!!!
خ.م.۲:اولین بار با چشمانی ۱۰/۱۰ به تماشای فیلم در سینما نشستم...
چقدر خوب بود!
تازه این ماهم قرص ماه و بدون هاله(حاله)*** نور دیدم!
این موفقیت بزرگ و به خودم و جناب آقای دکتر تبریک می گم!دستت درست هم شهری...
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
مختارنامه:
*فکر کنم دیگه داره عادی می شه ...
**یادم رفت ثبت کنم که ۸/۸/۸۸ خیلی بهم خوش گذشت...
ارتفاعات کلک چال
***به جان خودم من کردان نیستم....


