تبليغاتX
روزگار اندیشـــــــــــــــــه
روزگار اندیشـــــــــــــــــه
وصال او ز عمر جاودان به/خداوندا مرا آن ده که آن به
نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 توسط اندیشه
واقعا رفقای خیلی قدیمی هم عالمی دارن برا خودشون!

۴ساعت کلی حرف زدیم از گذشته و حال و آینده و نه گرما رو حس کردیم نه گذر زمان رو...

خیلی خوب بود!

نوشتم که یادم بماند!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مختارنامه:

این روزها که می گذرد

شادم!

این روزها که می گذرد

شادم

که می گذرد

                                               قیصر امین پور

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط اندیشه
یه حسه خوبیه وقتی یکی رو پیدا کنی که مثه خودت کتاب خوندن رو دوست داره.از شعر خوندن لذت می بره.موسیقی دوست داره از نوع سنتی.سینما رفتن رو پایست...نمی گه بریم کاخ سعد آباد چی کار؟!

دیگه خسته شده بودم از سازگار شدن با آدما.دلم یکم می خواست یکی باشه که نخوام کاری  رو که دوست ندارم انجام بدم.آهنگی رو که نمی خوام گوش بدم.حرفی رو که نمی خوام بزنم و ...

و حالا بعد از مدت ها یکی پیدا شده...

یعنی پیدا بود!پیدا تر شد...

تا حالا فقط برای یه دوستی مجبور نشدم علایق خودم و زیر پا نذارم!!!...نمی دونم خوبه یا بده یا ....

 

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مختارنامه:

نمی دونم این چه صیغه ایی که ادم تا یه چیزی رو داره آّه وناله می کنه که ای کاش نداشتم!بعد که از دستش داد و دیگه همه چی خراب شد!!(یا شاید خرابش کرد!!!)می شینه زانوی غم بغل می گیره که چی کار کنم که درست بشه...

ای بشر یه سر و دو گوش!بدان و آگاه باش که با اینکارا هیچ بشری به هیچ جایی نرسیده!

 

 

نگارش در تاريخ دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط اندیشه
طی یک عملیات محیر العقول!!!چشم هایمان را عمل نمودیم!

باشد که دید بصیرت بیابیم!

آمین!

.

.

.

شاید یه روز نوشتم خاطرات عمل رو...شاید به زودی!

نگارش در تاريخ سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 توسط اندیشه
 

مختارنامه:

این نیز بگذرد...

در این هجوم بی عاطفگی کسی را می جستم

 که برای دوستی معنایی قائل باشد و ارزشی

ولی افسوس!

نفس ها دلگیر.دل ها خسته

مردان!خنجر نامردی به دست.کمر به قتل رفیقان بسته...

در این هجوم بی عاطفگی زخمی اگر رسد ز دشمن نیست

که نمی توان دوست!!را دشمن شمرد...

نگارش در تاريخ سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 توسط اندیشه

خاطرنامه:

من يک روز گرم تابستان،دقيقا يک سيزده مرداد،حدود ساعت سه و ربع کم بعد از ظهر عاشق شدم.تلخيها و زهر هجري که چشيدم بارها مرا به اين فکر انداخت که اگر يک دوازدهم يا يک چهاردهم مرداد بود شايد اينطور نمي شد.

                                                                     " دایی جان ناپلئون-  ایرج پزشکزاد"

 

نگارش در تاريخ دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 توسط اندیشه
علی مطهری، فرزند شهید مطهری و نماینده مردم تهران در مجلس هشتم نامه ای به آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان قانون اساسی نوشته است که اعتماد ملی آن را منعکس نموده، متن نامه به شرح ذیل است:

جناب آقاي جنتي دامت برکاته
امام جمعه موقت تهران
با اهداي سلام و تحيت، سخنان جنابعالي در خطبه دوم نماز جمعه تهران، گذشته از نکات مثبت و قابل تقدير آن، شامل دو نکته بود که نه تنها منطبق با واقعيت نيست بلکه موجب تشديد تنش سياسي موجود است. نکته اول اينکه محرکان حوادث اخير را تنها مسبب مرگ مقتولان اين حوادث معرفي کرديد و کمترين اشاره‌اي به نوع برخورد با معترضين و خصوصا قتل چهار نفري که در بازداشتگاه‌ها جان خود را از دست دادند و لزوم معرفي و مجازات مسببان آن نکرديد. البته اين امر معمايي را براي اين بنده حل کرد و آن اينکه افرادي که دست به اين جنايتها مي‌زنند از نظر ايدئولوژيک و اعتقادي مستظهر به توجيهات امثال حضرتعالي هستند.


بلاتشبيه استدلال جنابعالي شبيه استدلال معاويه در جنگ صفين است که پس از شهادت عمار ياسر و سخت شدن کار بر او، گفت قاتل عمار علي است که او را به اين جنگ آورد! بي ترديد افرادي مانند آقاي موسوي در تحريک مردم به تجمعات خياباني نقش داشته‌اند ولي آيا اين امر مي‌تواند توجيه کننده هرگونه رفتاري با اين مردم خصوصا در بازداشتگاه‌ها باشد؟ اينکه به بهانه حفظ نظام ظلم‌ها را خلاف همه نصوص اسلامي توجيه مي‌کنيد و در استدلال‌هاي خود مغالطه به کار مي‌بريد و از بيان حق خودداري مي‌نماييد باعث مي‌شود که بخش‌هاي خوب حرف‌هاي شما هم زمينه پذيرش نداشته باشد.


دفاع از نظام و رهبري به اين نيست که اين حقايق را کتمان کنيم بلکه به اين است که قبل از آنکه غرب‌گرايان اين موارد را به عنوان نقض حقوق بشر اعلام کنند و پرچم اصلاح به دست گيرند خودمان آنها را مطرح و اصلاح کنيم. شهيد آيت‌الله مطهري مي‌فرمايند: «روحانيت نبايد اجازه دهد پرچم اصلاحات اجتماعي به دست روشنفکران غربزده بيفتد.» حرف‌هاي به تعبير شهيد مطهري «ميخ دار» افرادي مانند حضرتعالي و جناب آقاي محمد يزدي همواره مانعي براي اصلاحات واقعي و سدي براي جذب قشر فهيم و تحصيلکرده بوده است. (به عنوان نمونه جناب آقاي يزدي پس از پيشنهاد جناب آقاي‌هاشمي مبني بر آزادي زندانيان، خطاب به آقاي‌هاشمي گفتند شما چه‌کاره هستيد، ولي بعد از توصيه آقاي احمدي نژاد به رئيس قوه قضائيه مبني بر رعايت رأفت اسلامي با بازداشت شدگان نفرمودند شما چه‌کاره هستيد. اين نحو سخن گفتن و اينگونه رفتارهاي دوگانه مقبوليت فرد را تضعيف مي‌کند.) اميدوارم عنايت فرموده روش خود را تغيير دهيد.


نکته دوم اينکه حوادث اخير را معلول انتقام‌گيري جناب آقاي‌هاشمي رفسنجاني به خاطر شکست در انتخابات قبلي رياست جمهوري دانستيد. قطع نظر از اينکه اين سخن خارج از حوزه انصاف است، فرضا که چنين باشد، آيا آقاي احمدي نژاد با نوع مناظرات خود زمينه اين حوادث را فراهم نکرد و هيچ تقصيري نداشت؟ آيا بخشي از منشأ اعتراضات رفتار انتخاباتي ايشان نبود؟ آيا مبادي راي آقاي احمدي نژاد با توجه به آن مناظرات و فرصت ندادن به آقاي‌هاشمي براي دفاع از خود در صدا و سيما و توزيع گسترده کمک‌هاي نقدي در روستاها و... در انتخابات، صحيح بود؟ بايد اشکالات دو طرف را به دور از حب و بغض‌ها مطرح کنيم. علت اينکه اين فتنه هنوز پايان نيافته است اين است که هيچ طرفي اشکالات خود را نمي‌پذيرد. براي شما آرزوي توفيق بيشتر دارم.
با تقديم احترام
علي مطهري / 9/5/1388
اندیشه من

درخت را به نام برگ / بهار را به نام گل / ستاره را به نام نور / كوه را به نام سنگ / دل شكفته ي مرا به نام عشق / عشق را به نام درد / ... و مرا به نام كوچكم صدا بزن .
" عمران صلاحی "

قدح ز هر که گرفتم به جز خمار نداشت
مرید ساقی خویشم که باده اش ناب است
"امیر هوشنگ ابتهاج"

الهی نامه:

پروردگارا!
اگر در زندگی به آنچه آرزو دارم نمی رسم٬ به این دلیل نیست که تو نخواسته ای به دعاهای من پاسخ دهی! بلکه به این علت است که آنچه در زندگی به آن فکر می کنم٬ می گویم و عمل می کنم٬ برخلاف آن چیزی است که آرزو دارم به آن برسم!


گاه نوشت:
1- موتورم كه راه بيفتد سرعتم بالا مى رود ولى سخت ترين مرحله بين بيدار شدن از خواب و راه افتادن موتور است. من ديزلى ام.
2-كسى كه آى كيو بالايى دارد مى تواند شوخى كند. يعنى يك چيز را خوب بشناسد و جنبه شوخى آن را كشف كند و از آن مهم تر، تربيت آدم هايى است كه اين شوخى هار ا بفهمند.
3- تو اگر تمساح يا سوسمار بودى چه كسى را مى خوردى؟
4-ای کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود.
5-اگر شما یک سگ گرسنه را بگیرید و به ا وغذا بدهید دیگر گازتان نخواهد گرفت. این فرق اساسی یک سگ و یک انسان است
6-زندگی کردن دل و جرات می خواهد آدمهای ترسو فقط نفس می کشند.
7-عشق زمانی است که درست مثل روزهای بچگی روی جدول پیاده رو راه بری و بی دلیل بخندی.
8-کدام جمله به نظرتان درست تر است؟
همه تخم مرغ هایت را داخل یک سبد نگذار
زنان نمی توانند احساساتشان را کنترل کنند
9-هميشه آنچه دوست داريم نداريم . راز خوشبختي در اين است که آنچه که در اختيار داريم دوست بداریم
10-ادعا نمی کنیم همواره به یاد کسانی هستیم که دوستشان داریم اما ادعا می کنیم در لحظاتی نیز که بیادشان نیستیم دوستشان می داریم!
11-سکوت جایز نیست!!!
12-بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار!فکری به حال خود کن....این روزگار نیست
13-
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
14-نرم نرمک می رسد اینک بهار
15-در حریم اندیشه ام...تو کعبه ی آمال منی
16-تا یار که را خواهد و میلش به که باشد!
17-انگار همیشه نوبت ما فرداست...
18-و خدایی که در این نزدیکی ست
19-گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو/شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو
20-ما به شما نمره ی بیست می دهیم..شما چه طور؟!
21-من وتو چه بى کسيم،وقتى تکيه مون به باده
22-این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟
23-مجموع مه رویان کنار/تو یار بی همتا کنار
آخرين اندیشه ها
قدیم ترها
دیگر اندیشمندان
پيوند هاي روزانه
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی:

 استاد اخوان ثالث
کد آهنگ

قالب وبلاگ