تبليغاتX
روزگار اندیشـــــــــــــــــه
روزگار اندیشـــــــــــــــــه
وصال او ز عمر جاودان به/خداوندا مرا آن ده که آن به
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 توسط اندیشه
قدیما فکر می کردم که آدمای برونگرا چه مشکلاتی با اجتماعی که توش زندگی می کنن دارن؟!!!

الان به این نتیجه رسیدم که مشکل آدمای برونگرا همانا برونگرا بودنشونه!!!!!! 

خ.م.۱=ممکنه خیلی ها باشن که تو باهاشون ندار باشی اما اونا با تو ندار نباشن!

خ.م.۲=کاشکی زندگی یه مدل دیگه بشه هر چه زودتر!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مختارنامه:

پر کن پیاله را

که این آب آتشین

دیری است ره به حال خرابم نمی برد

این جام ها

که در پیم می شود تهی

دریای آتش است که ریزم به کام خویش

گرداب می رباید و آبم نمی برد

من با سمند سرکش و جادویی شراب

تا بیکران عالم پندار رفته ام

تا دشت پر ستاره ی اندیشه های زرف

تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی

تا کوچه باغ خاطره های گریز پا

تا شهر یاد ها

دیگر شرابم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد

پر کن پیاله را

هان

ای عقاب عشق

از اوج قله های مه آلود دوردست

پرواز کن

به دشت غم انگیز عمر من

آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد

آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد

در راه زندگی

با این همه تلاش و تقلا و تشنگی

با این که ناله میکشم از دل

که آب

آب

دیگر فریب هم به سرابم نمی برد

پر کن پیاله را

                                      -فریدون مشیری-

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 توسط اندیشه
دایی  عزیزم!

حتی اگه از آخرین باری که دیدمت.مدت ها گذشته باشه!

حتی اگه خودم و برا عید امسال نبخشم که که به خاطر کنکور لعنتی نتونستم ببینمت!

حتی اگه اون "دایی جون چطوری ؟" گفتنات رو فراموش کنم!

 هیچ وقت روزای خوب بچگی و تو خونه ی عزیز یادم نمی ره!

همون روزایی که من و بغل می کردی و تا آسمون بالا می بردی!!!!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مختارنامه:

در این حصار کهنه ی اجدادی،

با این که خواب ،

مرهم صد زخم کهنه است ،

با لای لای دایه ی شب ،

هرگز خوابم نمی برد

نگارش در تاريخ سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 توسط اندیشه
خواستم از این روزگار لامروت بنویسم!

از این وضعی که برا جوونای مردم ساخته!

ازاین بی کاری!از این بی ...

از این که دیگه به هیچی نمی شه اعتماد کرد!حتی به جفت چشات!

اما یاد این دستنویس دکتر افتادم:

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛
 اول آنکه کچل بود ،
دوم اینکه سیگار می کشید
و سوم اینکه که تهوع آور بود چون در آن سن و سال زن داشت !
چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ، آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم و تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد ... "
 
بعد فکر کردم نکنه همین چیزایی که من دارم به خاطرش این همه وقت با خودم کلنجار می رم !در خودمم وجود داره!...
و این جا بود که پشیمون شدم از اینکه اصل قضیه رو بنویسم!!!
 
نگارش در تاريخ پنجشنبه سوم بهمن 1387 توسط اندیشه
وای به روزی که ورزشمان نیز بازیچه ی سیاستمان شود!!!!

اندیشه من

درخت را به نام برگ / بهار را به نام گل / ستاره را به نام نور / كوه را به نام سنگ / دل شكفته ي مرا به نام عشق / عشق را به نام درد / ... و مرا به نام كوچكم صدا بزن .
" عمران صلاحی "

قدح ز هر که گرفتم به جز خمار نداشت
مرید ساقی خویشم که باده اش ناب است
"امیر هوشنگ ابتهاج"


گاه نوشت:
1- موتورم كه راه بيفتد سرعتم بالا مى رود ولى سخت ترين مرحله بين بيدار شدن از خواب و راه افتادن موتور است. من ديزلى ام.
2-كسى كه آى كيو بالايى دارد مى تواند شوخى كند. يعنى يك چيز را خوب بشناسد و جنبه شوخى آن را كشف كند و از آن مهم تر، تربيت آدم هايى است كه اين شوخى هار ا بفهمند.
3- تو اگر تمساح يا سوسمار بودى چه كسى را مى خوردى؟
4-ای کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود.
5-اگر شما یک سگ گرسنه را بگیرید و به ا وغذا بدهید دیگر گازتان نخواهد گرفت. این فرق اساسی یک سگ و یک انسان است
6-زندگی کردن دل و جرات می خواهد آدمهای ترسو فقط نفس می کشند.
7-عشق زمانی است که درست مثل روزهای بچگی روی جدول پیاده رو راه بری و بی دلیل بخندی.
8-کدام جمله به نظرتان درست تر است؟
همه تخم مرغ هایت را داخل یک سبد نگذار
زنان نمی توانند احساساتشان را کنترل کنند
9-هميشه آنچه دوست داريم نداريم . راز خوشبختي در اين است که آنچه که در اختيار داريم دوست بداریم
10-ادعا نمی کنیم همواره به یاد کسانی هستیم که دوستشان داریم اما ادعا می کنیم در لحظاتی نیز که بیادشان نیستیم دوستشان می داریم!
11-سکوت جایز نیست!!!
12-بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار!فکری به حال خود کن....این روزگار نیست
13-
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
14-نرم نرمک می رسد اینک بهار
15-در حریم اندیشه ام...تو کعبه ی آمال منی
16-تا یار که را خواهد و میلش به که باشد!
17-انگار همیشه نوبت ما فرداست...
18-و خدایی که در این نزدیکی ست
19-گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو/شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو
20-ما به شما نمره ی بیست می دهیم..شما چه طور؟!
21-من وتو چه بى کسيم،وقتى تکيه مون به باده
22-این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟
آخرين اندیشه ها
قدیم ترها
دیگر اندیشمندان
پيوند هاي روزانه
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی:

 استاد اخوان ثالث
کد آهنگ

قالب وبلاگ