تبليغاتX
روزگار اندیشـــــــــــــــــه
روزگار اندیشـــــــــــــــــه
وصال او ز عمر جاودان به/خداوندا مرا آن ده که آن به
نگارش در تاريخ شنبه سی ام آذر 1387 توسط اندیشه
 

یلدا را می ستایم

 که

 پایان درازنای شب است

 و تولد دوباره ی خورشید

مهر تو را

 و مهربانی تو را

به سرور و شادمانی می نشینم!!!!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مختارنامه:

فقیری را گفتند:"زمستان آمد.خود را آماده کن."

گفت:"من برای لرزیدن آماده ام!"

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 توسط اندیشه
 

اومدن خاتمی به دانشگاه اگه هیچی هم که نداشت برا من یکی که خیلی خوب بود!چون هر آن چه که باید از آدم های اطرافم دستم میومد، اومد!!!

اضافه گشت:

یعنی فهمیدم که هر کی با چه دیدی به جامعه نگاه می کنه!

یعنی دستم اومد که عوام با اینکه می دونن تا زیر گردن تو لجنزار فرو رفتن بازم نمی خوان واقعیات رو قبول کنن!!!

نگارش در تاريخ شنبه بیست و سوم آذر 1387 توسط اندیشه
یک لیدر همیشه یک لیدر است!

فک نکنی که ما یادمون رفته که کی این کارو بهمون یاد داده ها!نخیر یادمون هست!

نگارش در تاريخ جمعه پانزدهم آذر 1387 توسط اندیشه
16 آذر

 «اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می‏آید، بیاموزند، هركه را می‌رود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی می‏توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه می‏وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.»

                                                                            دكتر شریعتى‏

نگارش در تاريخ یکشنبه دهم آذر 1387 توسط اندیشه

 

-- کيست که بگويد من تحت حمايت خاص خدا نيستم؟
-- هرگز از قواي پيروز  نخواهند پرسيد که آيا حقيقت را گفته بود يا نه؟
-- توده هاي بزرگ مردم خيلي ساده تر قرباني يک دروغ بزرگ مي شوند تا يک دروغ کوچک.
-- تبليغات سياسي بايد مردم پسند  و در حد درک کم هوش ترين آدمهاي گروهي باشد که مي خواهي پيامت را دريافت کنند.
-- اگر دروغي که مي گوئيد به اندازه کافي بزرگ باشد و به اندازه کافي آن را تکرار کنيد حتما مردم آن را باور مي کنند.
--  با استفاده ماهرانه و مداوم تبليغات سياسي مي توان کاري کرد که مردم حتي بهشت را جهنم ببينند يا يک زندگي بي نهايت مصيبت بار را مثل بهشت بدانند.
-- من نمي فهمم چرا انسان نبايد به بيرحمي طبيعت باشد؟
-- من امروز يقين دارم که آنچه انجام مي دهم مطابق با خواست آفريدگار متعال است.

نگارش در تاريخ شنبه دوم آذر 1387 توسط اندیشه
امتحان ها شروع شدن و ما سه شنبه debate داریم و بدبخت شدیم رفت!!!

تنها کاری که می تونیم انجام بدیم اینه که پازل شخصیتی گروه مقابل رو خرد و خاکشیر کنیم و گرنه   می بازیم!!!!ما هم که اهل کم آوردن نیستیم.هستیم؟!

راستی آقا ما به کی بگیم"مصطفوی حیا کن پرسپولیس و رها کن"!!نه اصلا می گیم"مدیر استقلالی نمی خوایم!نمی خوایم!!!!" داری باشگاه رو به گ.ن.د می زنی جناب مصطفوی!!!!

خیلی خوبه که دوستان جدیدمان مثل خودمان فکر می کنند!احساس خوبی ست!

 

اندیشه من

درخت را به نام برگ / بهار را به نام گل / ستاره را به نام نور / كوه را به نام سنگ / دل شكفته ي مرا به نام عشق / عشق را به نام درد / ... و مرا به نام كوچكم صدا بزن .
" عمران صلاحی "

قدح ز هر که گرفتم به جز خمار نداشت
مرید ساقی خویشم که باده اش ناب است
"امیر هوشنگ ابتهاج"


گاه نوشت:
1- موتورم كه راه بيفتد سرعتم بالا مى رود ولى سخت ترين مرحله بين بيدار شدن از خواب و راه افتادن موتور است. من ديزلى ام.
2-كسى كه آى كيو بالايى دارد مى تواند شوخى كند. يعنى يك چيز را خوب بشناسد و جنبه شوخى آن را كشف كند و از آن مهم تر، تربيت آدم هايى است كه اين شوخى هار ا بفهمند.
3- تو اگر تمساح يا سوسمار بودى چه كسى را مى خوردى؟
4-ای کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود.
5-اگر شما یک سگ گرسنه را بگیرید و به ا وغذا بدهید دیگر گازتان نخواهد گرفت. این فرق اساسی یک سگ و یک انسان است
6-زندگی کردن دل و جرات می خواهد آدمهای ترسو فقط نفس می کشند.
7-عشق زمانی است که درست مثل روزهای بچگی روی جدول پیاده رو راه بری و بی دلیل بخندی.
8-کدام جمله به نظرتان درست تر است؟
همه تخم مرغ هایت را داخل یک سبد نگذار
زنان نمی توانند احساساتشان را کنترل کنند
9-هميشه آنچه دوست داريم نداريم . راز خوشبختي در اين است که آنچه که در اختيار داريم دوست بداریم
10-ادعا نمی کنیم همواره به یاد کسانی هستیم که دوستشان داریم اما ادعا می کنیم در لحظاتی نیز که بیادشان نیستیم دوستشان می داریم!
11-سکوت جایز نیست!!!
12-بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار!فکری به حال خود کن....این روزگار نیست
13-
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
14-نرم نرمک می رسد اینک بهار
15-در حریم اندیشه ام...تو کعبه ی آمال منی
16-تا یار که را خواهد و میلش به که باشد!
17-انگار همیشه نوبت ما فرداست...
18-و خدایی که در این نزدیکی ست
19-گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو/شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو
20-ما به شما نمره ی بیست می دهیم..شما چه طور؟!
21-من وتو چه بى کسيم،وقتى تکيه مون به باده
22-این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟
آخرين اندیشه ها
قدیم ترها
دیگر اندیشمندان
پيوند هاي روزانه
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی:

 استاد اخوان ثالث
کد آهنگ

قالب وبلاگ