جانمان یه حلقمان رسید تا پرسپولیس گل زد....
حیف که الان وقت ندارم به گفته های این سپاهانی ها جواب بدهم....
اون روز من از دقیقه ۶۰ به بعد بازی رو ندیدم...داشتم ذکر می گفتم...وقتی هم قهرمان شدیم رفتم تو خیابون...اون هم تنهایی...البته بعدش پدر گرام بهم ملحق شد!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
مختارنامه:
پرسپولیس قهرمان می شه
خدا می دونه که حقشه
به امید یزدان و بچه ها
پرسپولیس قهرمان می شه
مختارنامه:
دردیست درون سینه ام اگر گویم زبان سوزد
اگر آنجا نهم ترسم که مغز استخوان سوزد
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
چون گفتن:"
پس می ریویم درس می خوانیم!
مختارنامه:
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم


