تبليغاتX
روزگار اندیشـــــــــــــــــه
روزگار اندیشـــــــــــــــــه
وصال او ز عمر جاودان به/خداوندا مرا آن ده که آن به
نگارش در تاريخ پنجشنبه نوزدهم آبان 1384 توسط اندیشه
بعد از مدتی که با خودم در رابطه با اتفاقات و حرف و حدیث های پیش اومده کلنجار رفتم دارم می نویسم ببخشید:

می خواستم یه چیزی بگم.در مورد افرادی که باد به غبغب انداخته و سری به آسمان راه می روند و به اطرافشون یه اپسیلون هم توجه که چه نیگاه هم نمی کنن.

حلا اگه مجبور باشی یه مدت زیاد تحملشون کنین پدری ازتون در میاد که نگو نپرس.

باید هی نازشون بکشی تا راضی بشن چند ثانیه ای باهات حرف بزنن.

و اگه تو هم مجبور باشی یعنی بنا به دلایلی مجبورت کنن که با همه مخصوصا این جور افراد رابطه ات رو حفظ کنی دیگه نور علی نور میشه.محشری می شه وا!!!!

و اگر مسول این باشی که به هیچ کی بر نخوره کسی هم به فکر این نباشه که به خودت بر نخوره و تو ناراحن نشی یکمی اذیت می شی.ولی خب بنده بارون هستم دیگه آخه الکی که بهم باران نمی گن.

   اگه اینارو نمی گفتم تو گلوم می موند غم باد میگرفتم.   ممنون که خوندیش

 

همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود/که ز بند غم ایام نجاتم دادند

نگارش در تاريخ سه شنبه هفدهم آبان 1384 توسط اندیشه

هوم!!!!!!!

امتحانات نیان ترم شروع شده!!!!جواب تکمیل ۲۴ ام میاد....من هنوز برنامه نویسی رو نخوندم!!!!کنکور هم که می خوام به شرکتم!!!!!!اووووو...کی می ره این همه راه و ....

حالا یک کاریش می کنم دیگه...بهتر از پارسال که ...آره حداقل این جوری واسه دل خودم و بی حرف و حدیث مردم کارام رو انجام می دم....اون هم به نحو احسن....

تا همه بفهمن نباید با دم شیر بازی کنن!!!!

خ.م.۱:هه هه !!!!حال کردم سر کار خانوم...

خ.م.۲:پرسپولیس داره چی کار می کنه؟!!!!

خ.م.۳:دیدم جواب نمی دید منم دیگه براتون پیامک نزدم...

 

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مختارنامه: 

 

 

ماه من،غصه چرا؟!

تو مرا داری و من

هر شب و روز،

آرزویم همه خوشبختی توست!

ماه من! دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست، که خدا را دارند....

 

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه دوازدهم آبان 1384 توسط اندیشه
می خواستم در مورد یه نکته ای بنویسم ولی مگر می ذارن.یه خبر بهم گفتن که من هنوز اندر کفش موندم یه هفته؟؟؟؟

بهم گفتن یکی از بر و بچ به دلیل فشارات (ف مفتوح) نا معلوم دست به خود کشی زده.من و می گی اصلا دهنم به اندازه ۶ ئتر باز موندم.نمی دونم چرا بعضی ها اینکار رو می کنند.این بنده خدا هم از اونایی نبود که به آخر ئنیا رسیده باشه اتفاقا خیلی هم موفقه(مخصوصا در باب تحصیل)

این و می خوام بگم مگه خدا جون ما رو از سر راه اورده داده دستمون.یعنی اینکه خدا که از رو بی کاری ما رو به دنیا نیاورده. چرا ما بعضی اوقات فکر می کنیم رسیدیم به تهش.به وچی.بهنیستی به تنایی.مگه ما خدا رو نداریم.مگه نمی گیم تو من و تنها نذار ای خدا خداااااااااااااااا س چرا چنین می کنیم؟؟؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه چیز دیگه.شوما می دونی چرا مردم اینقدر آبکی شدند؟منظورم اینه که تا واسشون کاری نکنی نیگاتم نمی کنن.

چرا اینقدر با کراهت و منت و... کار واسه هم انجام می دیم.مگه نه اینکه از هر دستی بدی با همون هم می گیری س چرا کسی به این نکته فنی دقت نمی کنه.م؟چرا همش منتظر دیگرانیم تا اونا شروع کنن .بابا ول کنیم ای قید و بتدهای ساخته ذهنمان را....

زمان نمي گذرد عمر ره نميسپرد
صداي ساعت شماطه بانگ تكرار است
نه شب هست و نه جمعه
نه پار و پيرار است
جوان و پير كدام است زود و دير كدام است
اگر هنوز جوان مانده اي به آن معناست
كه عشق را به زواياي جان صلا زده اي
ملال پيري اگر ميكشد تو را پيداست
كه زير سيلي تكرار
دست و پا زده اي
زمان نمي گذرد
صداي ساعت شماطه بانگ تكرار است
خوشا به حال كسي
كه لحظه لحظه اشت از بانگ عشق سرشار است

دست از طلب ندارم تا کام من براید/یا تن رسد به جانان یا جان ز تن دراید

اندیشه من

درخت را به نام برگ / بهار را به نام گل / ستاره را به نام نور / كوه را به نام سنگ / دل شكفته ي مرا به نام عشق / عشق را به نام درد / ... و مرا به نام كوچكم صدا بزن .
" عمران صلاحی "

قدح ز هر که گرفتم به جز خمار نداشت
مرید ساقی خویشم که باده اش ناب است
"امیر هوشنگ ابتهاج"


گاه نوشت:
1- موتورم كه راه بيفتد سرعتم بالا مى رود ولى سخت ترين مرحله بين بيدار شدن از خواب و راه افتادن موتور است. من ديزلى ام.
2-كسى كه آى كيو بالايى دارد مى تواند شوخى كند. يعنى يك چيز را خوب بشناسد و جنبه شوخى آن را كشف كند و از آن مهم تر، تربيت آدم هايى است كه اين شوخى هار ا بفهمند.
3- تو اگر تمساح يا سوسمار بودى چه كسى را مى خوردى؟
4-ای کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود.
5-اگر شما یک سگ گرسنه را بگیرید و به ا وغذا بدهید دیگر گازتان نخواهد گرفت. این فرق اساسی یک سگ و یک انسان است
6-زندگی کردن دل و جرات می خواهد آدمهای ترسو فقط نفس می کشند.
7-عشق زمانی است که درست مثل روزهای بچگی روی جدول پیاده رو راه بری و بی دلیل بخندی.
8-کدام جمله به نظرتان درست تر است؟
همه تخم مرغ هایت را داخل یک سبد نگذار
زنان نمی توانند احساساتشان را کنترل کنند
9-هميشه آنچه دوست داريم نداريم . راز خوشبختي در اين است که آنچه که در اختيار داريم دوست بداریم
10-ادعا نمی کنیم همواره به یاد کسانی هستیم که دوستشان داریم اما ادعا می کنیم در لحظاتی نیز که بیادشان نیستیم دوستشان می داریم!
11-سکوت جایز نیست!!!
12-بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار!فکری به حال خود کن....این روزگار نیست
13-
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
14-نرم نرمک می رسد اینک بهار
15-در حریم اندیشه ام...تو کعبه ی آمال منی
16-تا یار که را خواهد و میلش به که باشد!
17-انگار همیشه نوبت ما فرداست...
18-و خدایی که در این نزدیکی ست
19-گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو/شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو
20-ما به شما نمره ی بیست می دهیم..شما چه طور؟!
21-من وتو چه بى کسيم،وقتى تکيه مون به باده
22-این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟
23-مجم.ع مه رویان کنار/تو یار بی همتا کنار
آخرين اندیشه ها
قدیم ترها
دیگر اندیشمندان
پيوند هاي روزانه
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی:

 استاد اخوان ثالث
کد آهنگ

قالب وبلاگ